تبليغاتX
به نام خدای هم نشینان

تاريخ: دوشنبه 7 خرداد1386 ساعت :4:42 قبل از ظهر

به نام خدا.دیروز اتفاقی دیدمش.داشت با خواهرزادم بازی میکرد اگه بدونی چه حسرتی به دلم نشست و چقدرحسودیم شد.

باخودم گفتم کاش چند سال پیش سر هیچ وپوچ باهاش جرزنی نمی کردم و این جوری ازم دور نمیشد حیف..............

به خودش قسم که هر روز چن دفعه دارم منت کشی شو میکنم  اما حنام هیچ رنگی براش نداره. خب حقم داره کم کسی برا خودش و دیگرون نیس که. اونقد همبازی های جور واجور داره که همه رقم قربون صدقش برن. منو میخواد چیکار؟ کاش قهر قهر تا روز قیامت نباشه وگرنه من بد بخ میشم بد بخ!

بچه ها جونم کسی از شماها هس که قبلآ یا تازگی ها همبازی اون شده باشه؟ اگه هست یه جوری خبرم کنه یه کاری باهاش دارم.

من همین جا منتظرشم.خودش هم هواتو داره پس لازم نیست بگم((خدانگهدار))

بنده خدایی که این حرفا رو زده :شهریار کوچولو | موضوع: | پيوند ماندگار |
به نام خدا. نویسنده جدید!
تاريخ: یکشنبه 6 خرداد1386 ساعت :11:2 بعد از ظهر
اوه نو

اوه یس

آخجوووووووووون!

اگه گفتین چه اتفاقی داره تو این وبلاگ می افته؟

خوب دیگه فهمیدین چرا توضیح زیادی بدم؟

یه نویسنده جدید اضافه شده که ان شاء الله باعث روشن تر شدن این وبلاگ میشه.

این دوست خوب و رفیق شفیق و صدیق حمیم و برادر عزیز و هنرمند ارجمند اسمشون ... و فامیلشون ....... است. (با آبلیمو نگاه کنین)

با اسم مستعار شهریار کوچولو قراره مطلب بنویسن.

به نظرم صد برابر من نوشته هاشون (و خودشون) ارزش داشته باشن. پس فکر نکنم از خوندنشون ضرر کنید.

من از این واقعه به شدت هیجان زده شدم. انقدر که الآن سرم کوفت تو دیوار بغل خونه آی دی یاهوی ... وای فکر کنم از این چیزا گذشته. من دارم دیوونه میشم از خوش حالی.

شازده کوچولو ورودت مبارک

شهریار کوچولو بود؟ آهان. ببخشید: شهریار کوچولو ورودت مبارک!

در پناه خدا انقدر بنویس تا انگشتات خورد بشن!

بنده خدایی که این حرفا رو زده :سید | موضوع: | پيوند ماندگار |
© This Template Designed By Soltanbanoo