سلااااااااااااااااااااام! (چون دلم برای وبلاگم خیلی تنگ شده بود!)
امروز پس از مدتهای مدید اومدم تا نکته شگرفی رو که تو سوره زخرف مدتها بود در موردش فکر می کردم بیان کنم تا موضوع امروز گعده ما باشه.
تا حالا کتاب سکوت بره ها یا فیلمش رو دیدید؟
میدونید موضوعش چیه؟
از نظر نصف مخاطبای فیلم و کتاب٬ این داستان یه داستان جنایی محسوب میشه. نهایتش اینه که بگن ترسناک یا خشنه ولی اون چیزی که خیلیا یا نمیدونن یا براشون اهمیتی نداره اینه که این کتاب صد درصد روانشناسانه است.
از کجا معلوم؟ از اون جایی که نویسنده کتاب٬ آقای تامس هریس٬ یه روانکاو فوق العاده برجسته است و حتی کتاب وضعیت مطلوب و ماندن در وضعیت مطلوبش بین روانشناسا از کتاب سکوت بره هاش معروفتره.
موضوع اصلی این کتاب عقده های روانی شخصیت های اصلی داستانه که تقریبا تمام این عقده ها ریشه در کودکی دارن.
کلاریس استارلینگ٬ افسر دختریه که مامور بررسی چند قتل زنجیره ای شده.
قتلای زنجیره همیشه توسط آدمای زنجیری (یعنی از لحاظ روانی خیلی ضعیف) انجام میشه. پس قاتل ما یه مشکل روانی داره که دخترای هم قد و قواره خودشو میکشه. این از شخصیت محوری داستان.
خود کلاریس استارلینگ که شخصیت اصلی داستانه٬ پدرشو تو بچگی از دست داده. پدرش پلیس بوده و کشته شده. (شخصیت محوری یعنی جریان در مورد اونه. اصلی یعنی اعمال داستان رو اون انجام میده)
اون کسی که قراره کمک استارلینگ بکنه تا قاتل روانی رو دستگیر کنه کسی نیست جز دکتر هانیبال لکتر که اصلا تو زندانه به خاطر اعمال وحشتناکی که انجام داده. و جالب اینه که هانیبال خودش یه روانشناس و روانکاو فوق العاده است.
و از همه جالب تر این که این دکتر روانشناس ما خودش تو بچگی خواهرش رو از دست داده:
خواهرشو یه عده آدم وحشی تیکه تیکه کردن.
این فیلم مجموعه (کلکسیون) آدمای روانی عقده ایه.
و اما بنده قراره در مورد این فیلم چی بگم؟ رو بقیه اش انگشت مبارک رو فشار بدین تا ببینید...
اینجا رو هم ببینین